العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

139

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

گيرد و بسر گردنه رساند . دردش كم و دارويش سبك است ، و ما را باز دارد كه روى زمين زورگو باشيم و از مفسدان گرديم . و فضل را از خر سواريش پرسيدند گفت : كم هزينه‌تر و پركمكتر از جانداران ديگر است ، فرو افتادنش پائينتر است و بالا رفتن بر آن آسانتر يك اعرابى سخن او را شنيد و با آن معارضه كرد كه خر عيب است و الاغ ننگ است ، آوازى زشت دارد ، نه خون بند است بعنوان ديه و نه كابين زنان شود و آوازش زشت‌تر آوازها است . زمخشرى گفته : خر نمونه‌ايست در نكوهش و سركوفت و دشنام ، و نشانه هراس آنها از نام بردنش اينست كه او را دراز گوش گويند چنانچه از چيز پليد كنايه آورند ، و نام خر بردن در مجالس صاحبان مروت بىادبى محسوبست و برخى عرب از سوار شدن خر رو گردانند گرچه برنج پياده‌روى افتند . مروت را جوهرى بآدميت تفسير كرده و ابن فارس بمردانگى ، و گفتند مروت آن كس دارد كه خود را از پستيها نگهدارد و نزد مردم بدنام نباشد ، و گفتند مروت دار آنست كه بروش همگنان خود باشد در هر جا و هر وقت ، دارمى گفته : گفتند مروّت در پيشه است و گفتند : در آداب دين است چون خوردن و فرياد ميان جمع بسيار ، و راندن سائل و كم كارى در خير با توانائى ، و پر مسخره كردن و خنديدن و مانند آن - پايان - و از جعفر بن محمّد الصادق عليه السّلام روايت شده كه مرد خوبى در بنى اسرائيل بود و با خدا رفتار خوشى داشت و زنى داشت كه به دو دريغ ميورزيد و زيباتر زنان دوران خود بود ، و در زيبائى و خوبى بىنهايت بود ، و در خانه را به روى آن زن قفل ميزد ، و روزى آن زن جوانى را ديد و عاشق او شد ، و كليدى براى در خانه ساخت و شب و روز هر گاه ميخواست نزد آن زن مىآمد و شوهرش نميفهميد . و زمانى دراز بدين روش پائيدند و روزى شوهرش كه اعبد و ازهد بنى